دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری بیداری ملت در وب سایت منتشر خواهد شدپیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد

هنگامی که به دهه نخست سده چهاردهم هجری بازمیگردیم، با نسلی حیرتانگیز، برجسته و فرهیخته در دنیای ادب و تاریخ ایران مواجه میشویم که بیتردید، امروز ما ریزخوار خوان قلم و دانش این بزرگوارانیم؛ نسلی متشکل از شادروانان عباس زریابخویی، سیدجعفر شهیدی، ایرج افشار، عبدالحسین نوایی، محمدابراهیم باستانی پاریزی و بزرگان یک دو دهه پیشتر چون استاد محیط طباطبایی و دکتر منوچهر ستوده. تفاوت بنیادین آن نسل ماندگار با روزگار ما در این است که متاسفانه امروز بخشی از پایاننامههای ناخوانده دانشجویی، کارنامه علمی برخی استادان را میسازد، حال آنکه آن بزرگان، تمام هستی خود را وقف تحقیق اصیل کردند.
در میان این کهکشان درخشان، شادروان دکتر عبدالحسین زرینکوب از همان دوران نوجوانی، شیفتگی و علاقهای وافر به دنیای ادب و تاریخ از خود نشان داد و نخستین اثرش را بسیار زودتر از آنچه تصور میشد، به عرصه انتشار رساند. سخن از رساله «فلسفه شعر» (یا «تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران») است که ایشان در سال ۱۳۲۳ شمسی، در حالی که بیش از بیست و دو سال از عمر بافضلش نمیگذشت، در شهر کوچک زادگاهش، بروجرد، به چاپ رساند. این اثر چنان آکنده از مطالب بدیع و تازه بود که استاد فرزانه و نامآوری چون مرحوم دکتر رضازاده شفق - که خود از استوانههای فلسفه و ادب و صاحب تاریخ ادبیات ایران بود - پس از مطالعه آن، در نامهای خطاب به این جوان جویای نام نوشت: «رساله شعر را به تصادف باز کردم، یکباره دیدم شبیه به معمول و مکرر نیست و رایحه تازگی و نسیم و لطف و ذوق از آن میرود». این کلام روانشاد رضازاده شفق نشان از ارزش والای کار آن جوان بروجردی داشت؛ همان رایحه تازگی و پرهیز از تکرار که بعدها در تمام آثار و پژوهشهای دکتر زرینکوب جاری و سار شد.
استاد زرینکوب تمام عمر بابرکت خود را یکسره وقف پژوهش، تفکر، تدریس و تالیف کرد؛ آنچنان که اگر بخواهیم در تمجید و توصیف مقام علمی او سخن بگوییم، ساعتها و روزها زمان میطلبد، چه رسد به آنکه بخواهیم آثار گرانسنگ او را به ترازو نقد بسنجیم. در دنیای معاصر کمتر پژوهشگری را سراغ داریم که مانند او تمام عمر را صرف تحقیق کرده و حاصل آن کارنامهای پربار با بیش از شصت جلد کتاب و چهارصد مقاله علمی باشد.
اما در خوانش شرححال و زندگی علمی این استاد بزرگ، به نکتهای بس درفشان و در عین حال دردناک برمیخوریم و آن، ماجرای آثار مفقودشدهای است که استاد برای چاپ به ناشران سپرده بود. از جمله این آثار، جلد دوم «تاریخ ایران بعد از اسلام» بود؛ اثری ارزشمند که بنده بارها در شگفت بودم چرا استاد دنباله آن را به نگارش درنیاورده است، اما بعدها دریافتم که استاد آن را تالیف کرده و جهت چاپ به ناشر سپرده بود، ولی ناشر آن را گم کرد یا از حرفه نشر دست کشید. همچنین کتاب «جستجو در تصوف ایران» که روزگاری به ناشر سپرده شد و مفقود گردید؛ هرچند خوشبختانه نسخهای از آن که برای ویرایش به دوستی فرزانه سپرده شده بود، به استاد بازگردانده شد و مستقلاً تحت عنوان «دنباله جستجو در تصوف ایران» به زیور طبع آراسته گشت. آثار دیگری نیز که عصاره فکری استاد زرینکوب بود، متاسفانه از میان رفت. هرچند استاد بخشی از این اندیشهها را در کتابهای بعدی خود نظیر «تاریخ مردم ایران»، «روزگاران» و «روزگاران ایران» منعکس ساخت، اما هرگز نمیتوان حالوهوای خاص زمان نگارش اثر نخستین را در تالیفات بعدی بهتمامی بازیافت، زیرا شرایط فکری و زمانه هر اثر، یگانه و متفاوت است.
دکتر زرینکوب علاوه بر تاریخنگاری، شعرشناسی برجسته و منقدی ادبی با ذهنی نقاد بود. انتخاب رساله دکترای ایشان تحت عنوان «جستجو در اصول و طرق و مباحث نقادی و بررسی در تاریخ و نقادی» نشان از نوآوری و دیدگاه پیشرو او دارد؛ اثری که پس از گذشت چند دهه همچنان یگانه و شاخص است و نشان میدهد که ما با گذشت شصت سال، هنوز در همان یک کوچه نخست نقد درجا زدهایم و نتوانستهایم راه نقد علمی او را ادامه دهیم. علاوه بر این، مقالات متعدد استاد در مجلات علمی درباره اصول و شیوه نقادی، راهگشای پژوهشگران بوده است.
در بررسی کارنامه علمی زرینکوب، یک سیر تحول بزرگ و پویا به چشم میخورد. او در نگارش کتابهایی چون «کارنامه اسلام» و «دو قرن سکوت» - که ارزشی بس ویژه دارد - متأثر از شرایط زمان و مکان خاص خود بوده است. اما ویژگی برجسته استاد زرینکوب، سنت نیکو و مداوم بازنگری در آثار و اعمال یافتهها و پژوهشهای جدید در چاپهای بعدی بود. این بازنگری را میتوان در تغییرات مختصر کتاب «دو قرن سکوت» و بهروشنی تمام در کتاب «ارزش میراث صوفیه» دید، بهطوری که حجم آن از ۱۱۴ صفحه در چاپ نخست، به ۳۱۶ صفحه در چاپهای بعدی رسید. همچنین کتاب «با کاروان حله» که مجموعهای از نقدهای ادبی است، در چاپ اول ۳۶۵ صفحه بود و در چاپ ششم به ۴۷۵ صفحه افزایش یافت.
کپی